تبليغاتX
style="width:122;border:1px solid #C0C0C0;background-color:white; float:right" dir="ltr" id="633392475251065000">Image and video hosting by TinyPic اصولگرا
سیاسی

بسیاری از دوستان درباره مسئله مناظره که قرار بود امروز  درباره نقد عملکرد دولت بین روزنامه نگاران موافق و منتقد برگزار شود سوال می کردند و اعلام داشتند عدم اطلاع رسانی  در این باره توهین به افکار عمومی است و بنده هم برای جلوگیری از هر نوع شایعه تصمیم گرفتم بسیار ساده و خودمانی همه آنچه اتفاق افتاده را بنویسم تا همه شایعات رفع شود.

چند هفته پیش با دیدن چند مطلب از هادی عابدی (منتقد) به ایشان پیشنهاد دادم که اگر حاضر باشند قصد مناظره با ایشان را دارم و پس از ملاقات با ایشان نیز توافقنامه ای با ایشان امضاء و قرار شد که همه مسائل مربوط به مناظره  با توافق بنده وایشان صورت گیرد از جمله مدیریت جلسه -  مکان جلسه -  دعوت نامه ها و...

 البته ایشان در تماس بعدی  با این دلیل (البته منطقی و قابل قبول) که اهل ارومیه نیستند گفتند همه موارد مناظره را نه با هماهنگی ایشان بلکه با هماهنگی دوست خوبم سعید پورحیدر (منقد دولت)انجام دهیم و همین جور هم شد و از آن پس همه توافقات با سعید انجام می گرفت.

 حتی یکبار که با حامد عطایی (عضو هیئت مدیره پایگاه وبلاگ نویسان اصولگرا) با هم بودیم و موبایل سعید خاموش بود به عابدی زنگ زدم و او نیز ناراحت شد که مگر قرار نبود مسائل را با پورحیدر حل و فصل کنید و کمی اوقات تلخی هم کردیم که حامد پرسید جریان چیست و من هم اعتراف کردم که حق با عابدی است و قرار بود که دیگر همه مسائل را با پورحیدر حل کنیم.

قرار بر این بود که مناظره بین 25  تا  30 بهمن انجام شود اما سعید به بنده گفت چون من هفته آینده (هفته جاری) در ارومیه هستم مناظره نه مطابق قرار قبلی که با هماهنگی سعید و در تاریخ 1/12/86 برگزار شود و من هم قبول کردم و همه مقدمات محیا شد.

درباره اینکه  چه کسی دعوت شود هم من گفتم دعوت های خبرنگاران از طرف ما با حامد عطایی است که سعید گفت من هم به حامد اعتماد دارم و کلا دعوت خبرنگاران با او باشد بعد هم درباره زمان بندی جلسه سعید گفت من هم به حامد اعتماد دارم و قرار شد مسائل داخلی را کلا به حامد بسپاریم و اگر هر طرفی نظری داشت اعمال شود.

چون وقت به شدت می گذشت قرار شد حامد دعوتنامه را آماده کند و مطابق قرار خبرنگاران را دعوت نموده و برای دعوت از همه مهمانان اقدام کند. توافقات بعدی ما با سعید هم اینها بود:

مناظره در تاریخ 1/12/86 باشد

محل آن خانه جوان باشد

مدیریت جلسه با برادر بزرگوارم آقای معین فر باشد

دعوتنامه ها را حامد تهیه و به من و سعید داد و پخش آنها آغاز شد چند ساعت بعد سعید با من تماس گرفت و گفت دعوتنامه ها را با امضای روابط عمومی پایگاه اطلاع رسانی اصولگرایان زده اید و درست نیست آنها را ما پخش کنیم به هرحال با توضیحاتی که دادیم و علی الخصوص با توجه به اینکه گفتیم وقت ذیق بود و باید سریع اقدام می کردیم او راضی شد.

تا اینکه روز قبل از مناظره سعید به همراه برادر بزرگوارم آقای نادری ( خبرنگار کیهان) پیش من آمدند و گفتند دوستان ما در جناح اصلاح طلبان به متن دعوتنامه معترض هستند و به همین خاطر کل برنامه را کنار گذاشته اند . با توجه به اطلاع خودم از علاقه سعید به برگزاری مراسم به او گفتم مشکل آنها چیست؟ و او با نشان دادن چند جمله از دعوتنامه گفت اینها توهین به ماست.  من هم توضیحاتی را دادم و با این وجود سه پیشنهاد مطرح کردم:

1)متن اصلاحیه ای تهیه و سریعا و قبل از شروع مراسم به همه آنها که آن را دریافت داشته اند ارسال و در آن به هر نحو که آنها مصلحت بدانند عذرخواهی شود.

2)در آغاز مراسم مناظره حامد عطایی که دعوتنامه ها را او تهیه کرده بود یا هر کسی از جمع دعوت کنندگان که دوستان صلاح بدانند در این باره توضیح و پوزش بخواهد

3)یا اینکه به هر طریقی که دوستان اعلام کنند عمل شود تا رضایت مقتضی دوستان به هر نحو فراهم شود تا فقط برنامه به هم نخورد تا این همه دعوتنامه (20 نفر مدعو ما – 20 نفر خبرنگار – 20 نفر از مدیران – 20 نفر از اصلاح طلبان) به هدر نرود و برنامه که این قدر برای آن تبلیغ شده از هم نپاشد.

قرار شد باز هم سعید تلاش خود را بکند تا طرف مناظره پشیمان نشود و حداکثر تا ساعت 15 تاریخ 30/11/86 نتیجه قطعی را به من اطلاع دهند لیکن در همان زمان پیام کوتاهی دریافت داشتم که دوستان نوشه بودند: (مصلحت بر این است که برنامه کنسل شود)

....... خلاصه بنده علاقه شدیدی داشتم که گفتمان دوسویه موافقین و منتقدین دولت  حالت عقلانی و منطقی به خود بگیرد وهم منتقدین و  هم موافقین در فضایی منطقی و شفاف به بیان دیدگاهشان بپردازند که متاسفانه دوستان آماده نشدند و با بهانه هایی که قابل رفع بود مانع موضوع شدند.

لازم است در اینجا اولا از حامد عطایی عزیز که تمام تلاش خود را بکار بست...

 ثانیا از سعید پورحیدر هم که تلاش کرد تا برنامه به کنسل شدن نیانجامد تشکر و از همه آنهایی که حاضر نشدند این روند به این شکل محقق شود نیز انتقاد و گله نمایم زیرا اگر ایرادی وارد بود که نباید  کلیت قضیه از بین میرفت بلکه خیلی راحت می توانستیم  شرایط را با توافق  به حالت عادی برگرادنیم . خلاصه اگر ایرادی بود باید حل میشد و نباید صورت مسئله پاک می گردید و برنامه مناظره حذف میشد.

 

انعکاس مطلبم در عصر ایران

 

انعکاس مطلبم در پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی کشور

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 18:49  توسط مهدی صمدی  | 

مایلم تا از تمامی برادران و خواهران که زیر باران هستند عذرخواهی کنم. از خدا می‌خواهم تا صبر و پایداری آنها را بپذیرد.

خداوند عز و جل می‌فرماید: «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا».



شهید عماد مغنیه با خدا عهد صداقت بست و در انتظار شهادت بود و در روزهای شهادت امام حسین (ع) سیدالشهداء به شهادت رسید. او خون خود را بر دستان و کفنش را بر دوش حمل می‌کرد. حاج عماد از زمانی که جوان بود، پیروزی می‌ساخت و طلب شهادت می‌کرد و در نهایت به هدف خود رسید. من دریافت این نشان افتخار الهی را به او تبریک می‌گویم. او از خانه‌ای تماماً جهاد بود و هنوز این خانه وجود دارد ولی اکنون تبدیل به خانه شهادت شده است.

من به دو عزیز، پدر و مادر او تبریک و تسلیت می‌گویم. این شهادت الهی و صبرتان بر شما مبارک باد. جهانیان بدانند که اهالی این منزل جهادگر، تمامی فرزندان خود را به عنوان شهید تقدیم کرد. تمام فرزندان ابوعماد به شهادت رسیدند. این خانواده در جهاد و شهادت و رهبری ثابت قدم بود.

من به همسر مجاهد و فداکار و صابر ایشان، دختران، پسران، فرزندان، دوستان، نزدیکان و دوستان مجاهد او در لبنان و فلسطین و در هر سرزمینی که جهاد در آن برقرار است، تبریک می‌گویم چرا که برادر عزیزمان نشان شهادت بر سینه آویخته است.

حاج عماد مغنیه از رهبرانی بود که جهاد و شب‌زنده‌داری و خستگی و زندگی آنها با خدا معامله شد. این عده سربازان مجهول خدا در زمین و شناخته ‌شده در آسمان‌ها هستند که از خود دفاع نمی‌کنند؛ بلکه از حق و حقیقت و خدا دفاع کرده و در انتظار پاداشی زمینی نیستند. آنها از تهمت و افترا در امانند چرا که چیزی برای خود بیرون از عرصه جهاد و فداکاری نمی‌خواهند. پس از شهادت چنین انسان‌هایی باید چهره نورانی آنها و حقایق وجودی و ایثارهای آنها را بازگو کنیم. امروز حق عماد مغنیه به عنوان شهید این امت این است که به خاطر خود شناخته شود و تا ملت در قبال اینگونه افراد، منصفانه برخورد کرده و درس و روح و جهاد او را سرلوحه خود قرار دهند.

هر چه در مورد حاج رضوان در دنیای فانی که هیچ ارزشی برای رهروان راه خدا ندارد، گفته می‌شود بیهوده و پوچ است.

ما از بیست و پنج سال قبل تاکنون به مدرسه شهادت وابسته هستیم. ما با شهادت عماد در راه طبیعی خود قرار داریم، همانطور که پس از شهادت سید عباس موسوی و شیخ‌الشهدا راغب حرب در راه خود قرار داشتیم . ما در نبردی حقیقی و خونین هستیم که در این نبرد از وطن، ملت، مقدسات و کرامت خود در مواجهه با تمامی تجاوزات و طمع‌کاری‌های امریکا و اسراییل دفاع می‌کنیم.

امروز فرصت انصاف و قضاوت در مورد حاج عماد نیست. من در برابر جسد پاک او و در برابر شما و جهانیان که در انتظار موضعگیری حزب‌الله در این لحظه هستند، تاکید می‌کنم که:

اولاً: آنها در شهادت عماد مغنیه موفقیت بزرگی را می‌بینند و ما بشارتی عظیم به پیروزی می‌بینیم.

این همان شرایطی بود که ما در زمان شهادت شیخ راغب حرب داشتیم. پس از شهادت او، اسراییل از پایتخت لبنان و بقاع و جنوب خارج شد. به خاطر خون پاک او و مقاومت پایدار او و نه مصوبات بین‌المللی و دخالت جهانیان که همواره طرفدار صهیونیست‌ها بودند، ما شاهد پیروزی را در آغوش گرفتیم.

سید عباس موسوی را نیز ترور کرده و گمان کردند مقاومت فرو می‌پاشد؛ ولی ما برخاسته و پس از چند سال، اسراییل را شکست‌خورده و خوار از لبنان خارج کردیم. به خاطر عباس موسوی و خون او و مقاومت پایمردان، ما موفق شدیم.

امروز عماد مغنیه را ترور کردند و گمان می‌کنند که با قتل او، مقاومت از بین می‌رود. آنها او را در روندی همانند جنگ تابستان گذشته به قتل رساندند. این جنگ هنوز ادامه دارد چرا که آتش‌بس اعلام نشده است. این جنگ از نظر مادی و امنیتی و نظامی هنوز ادامه دارد و از طرف تمامی کشورهایی که از اسراییل در جنگ تابستان حمایت کردند، پیگیری می‌شود.

آنها مثل زمان ترور شیخ راغب حرب و سید عباس موسوی در اشتباه هستند. از جنگ تابستان گذشته که ارتباطی قوی با عماد مغنیه داشت تا کنون و زمان ریخته شدن خون عماد مغنیه، جهانیان به مسئولیت من بدانند که ما برای مرحله سقوط کیانی به نام اسراییل آماده می‌شویم. اگر خون شیخ راغب حرب آنها را از سرزمین‌های لبنان خارج ساخت و اگر خون سید عباس موسوی آنها را از مرز خارج ساخت، ولی خون عماد مغنیه آنها از عرصه وجود انشاءالله پاک خواهد کرد.

این سخن انفعالی یا عاطفی نیست؛ بلکه در لحظه‌ای روشن و با تامل زیاد گفته می‌شود. شما همه می‌دانید که بن‌گورین موسس دولت اسراییل بود. در نتیجه، او متخصص‌ترین و آگاه‌ترین فرد به نقاط قوت و ضعف این رژیم و معادلات پایداری و سقوط این رژیم بود.

بشنوید که بن‌گورین چه گفته است: «اسراییل پس از اولین شکست خود در جنگی نظامی، سقوط می‌کند».

اسراییل جنگ خود را در تابستان 2006 انجام داد. صهیونیست‌ها این جنگ را جنگ ششم نامدیدند ولی بزرگان استراتژیک اسراییلی این جنگ را جنگ اول نامیدند. اسراییلی‌ها اعم از راست‌گرا، چپ‌گرا، تندروها و میانه‌روها متفق‌القول بودند که در جنگ شکست خورده‌اند. گزارش وینوگراد که تلاش کرد تا آنچه از اسراییل باقی مانده را حفظ کند، نتوانست حقیقتی که صدها بار گفته شده را پنهان کند. این حقیقت چیزی جز ناتوانی و شکست و توهم در فرماندهی سیاسی و امنیتی و ارتش اسراییل نبود.

این موضوع را وینوگراد و نه مغنیه گفت. وینوگراد از بخشی از حقیقت سخن گفت و به اسراییل در مورد سرنوشت خود هشدار داد.

چرا آنها علیرغم در اختیار داشتن قدرتمندترین ارتش خاورمیانه و پیشرفته‌ترین تکنولوژی جهان، شکست خوردند؟

به سادگی ... به این خاطر که در لبنان ظرف 33 روز با مقاومتی صادق و شجاع و جدی مواجه شدند. آنها در لبنان با عماد مغنیه و برادران و شاگردان او مواجه شدند. این عده در کمین صهیونیست‌ها بودند. با شجاعت و ذکاوت جنگیدند. اسراییل بر اساس قوانین و سنت‌های تاریخی و وعده موسس خود شکست خورده و به زودی انشا‌ءالله نابود می‌شود.

با خون مبارک شهید مغنیه راه و ثمره خون شیخ راغب حرب و سید عباس موسوی موسوی و فتحی شقاقی و احمد یاسین و تمامی شهدای مقاومت از رهبران و مجاهدان تکمیل می‌شود. با شفافیت و صداقت این خون، کیان سرطانی و تجاوزکاری که در قلب جهان اسلام کاشته شده، از بین مى‌رود.

ثانیاً: تمامی دوستان و کسانی که احساس نگرانی می‌کنند باید بدانند که دشمن مرتکب حماقت بسیار بزرگی شد. من حاج عماد را در برابر دارم و دوستانی که تمامی حقایق را می‌دانم. من به دوست و دشمن می‌گویم که نه توهم و نه خلل و نه ضعف در مقاومت وجود ندارد. برادران عماد مغنیه راه او را ادامه می‌دهند. خون او مثل سابق خون دیگران باعث دوستی و نزدیکی افراد حزب‌الله شده است. آنها این موضوع را ندانسته و متوجه نمی‌شوند؛ چرا که به فرهنگی دیگر تعلق دارند. خون حاج رضوان قوت و وحدت و صلابت و قدرت ما را افزایش می‌دهد و ما مسیر خود را در افقی بازتر ادامه می‌دهیم.

من مایلم به دشمن پیش از دوست بگویم که حاج عماد با برادران خود موفق به انجام تمامی وظایف خود شد. اگر شهیدی امروز بر خاک بیافتد، کار زیادی پشت سر خود بر جای نمی‌گذارد.

پس از خاتمه جنگ ما برای روزی دیگر آماده شدیم؛ روزی که می‌دانستیم اسراییل تجاوزکار جنگی دیگر را در منطقه و لبنان شروع می‌کند و این همان نکته‌ای است که در گزارش وینوگراد نیز مورد تاکید قرار گرفت. پس از جنگ، آوارگان بازگشته و بیشتر عناصر ما مشغول بازسازی شدند؛ ولی مبارزان و مجاهدان از همان روزی که جنگ خاتمه یافت، آماده جنگی در آینده شدند. حاج عماد و دوستان او موفق شدند.

امروز حزب‌الله و مقاومت اسلامی در بالاترین سطح آمادگی برای مقابله با هرتجاوز احتمالی به لبنان قرار دارد. در گذشته از موشک‌ها سخن گفتم ولی امروز از جوانان سخن می‌گویم چرا که رهبر این جوانان اکنون در برابر ما قرار دارد.

وینوگراد می‌گوید: «چند هزار تن از مبارزان برای چند هفته توانستند در برابر ارتش اسراییل به عنوان قویترین نیروی نظامی در خاورمیانه مقاومت کنند و این ارتش را شکست دهند».

صهیونیست‌ها امروز بدانند که در هر جنگی که در آینده رخ دهد، یک عماد مغنیه یا هزاران مجاهد در برابر شما نخواهند ایستاد. عماد مغنیه، ده‌ها هزار جوان آماده شهادت را بر جای گذاشته است.

ثالثاً: به دشمن و دوست می‌گویم. صهیونیست‌ها عماد مغنیه را در دمشق کشتند. تمامی اطلاعات ما این موضوع را تاکید می‌کند. اسراییل بیش از آنکه به شکل صریح مسئولیت خود را در این ترور بپذیرد، به گوشه و کنایه سخن گفته است. من به آنها می‌گویم که شما حاج عماد را در خارج از عرصه نبرد کشتید. ما و شما نبرد خود را در سرزمین خود، لبنان پیگیری می‌کنیم. شما ما را در این سرزمین می‌کشید و ما با شما در این سرزمین مبارزه می‌کنیم.

اکنون شما حد و حدود خود را زیر پا گذاشته‌اید. من یک جمله از جنگ تابستان گذشته می‌گویم، هنگامی که برای اولین بار شما را مخاطب قرار دادم. در آن زمان گفتم: «ای صهیونیست‌‌ها اگر می‌خواهید این جنگ، جنگی باز و گسترده باشد، ما هستیم». من در آن زمان وعده پیروزی به مومنین چرا که به آنها و مجاهدت و ملت خود ایمان دارم.

امروز تنها یک جمله می‌گویم: «در برابر این ترور با توجه به زمان و مکان و روش آن، اگر شما صهیونیست‌ها خواستار چنین جنگی هستید، تمامی جهانیان بدانند که ما برای این جنگ آماده هستیم».

ما مثل تمامی بشر حق مقدس دفاع از خود را داریم و هر چه را که این به این حق منتهی شود در دفاع از خود و ملت و رهبران خود مورد استفاده قرار می‌دهیم.

رابعاً: 14 فوریه (امروز) سالگرد ترور شهید رفیق حریری است. ما می‌خواهیم که خون شهدا در هر دو تجمع امروز با هم متحد شود؛ ولی برخی تلاش دارند که همواره مناسبت‌ها را تبدیل به فحش و ناسزا کنند.

پنهان نیست که برخی از این رهبران ناسزا گفته و سپس دست خود را به سمت ما دراز می‌کنند؛ ولی من به مناسبت ترور رفیق حریری و تشییع جنازه مبارک و بزرگ عماد مغنیه به با یک سخن به «جشن ناسزاها» پاسخ می‌دهم:

لبنان که گرانبهاترین علما و رهبران و برادران و فرزندان و کودکانش بر خاک افتادند؛ این لبنان، اسراییلی نخواهد شد. لبنان، پایگاه صهیونیست‌ها نخواهد شد. لبنان، آمریکایی نخواهد شد. لبنان، تجزیه نمی‌شود. هر کسی خواستار طلاق و جدایی است، می‌تواند این خاک را ترک کرده و به نزد اربابان خود در واشنتگن و تل‌آویو برود.

لبنان کشور وحدت ملی و صلح داخلی و زندگی مسالمت‌آمیز باقی خواهد ماند. و علیرغم خواست کوتوله‌هایی که عرض اندام می‌کنند، لبنان کشور مقاومت و کرامت ملی باقی می‌ماند.

من به طور خلاصه می‌گویم که علیرغم خواست کسانی که ارتش‌ها را دعوت به جنگ علیه لبنان و سوریه می‌کنند (که خود کوچک‌تر از آن هستند که بجنگند) و علیرغم کسانی که خواستار فتنه‌انگیزی در شب و روز هستند، لبنان باقی خواهد ماند. لبنان کشوری برای وحدت و کرامت و شهامت و استقلال و عزت باقی خواهد ماند و به همین دلیل استحقاق شهدایی چون عباس موسوی و راغب حرب و عماد مغنیه و رفیق حریری را دارد.

صدای خود را به تمامی قاتلان می‌رسانیم که راه مقاومت را تا پیروزی نهایی ادامه می‌دهیم».

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:55  توسط مهدی صمدی  | 

مغنيه که از مغزهاي متفكر حزب‌الله خوانده مي‌شد، متولد 1962 در روستاي «طيردبا» در جنوب لبنان بود. وي از سوي آمريکا به دست داشتن در حمله مسلحانه به مرکز نيروهاي «مارينز» در بيروت در سال 1982، حمله به سفارت عراق در بيروت در سال 1985، رهبري عمليات ربايش هواپيماي آمريکايي TWA و کشته شدن يک ديپلمات آمريکايي در آن هواپيما و دست داشتن در انفجار مرکز يهوديان بوينس‌آيرس در سال 1994 متهم شده است.
 

 
 
گفته مي‌شود، مغنيه مسئول عمليات خارجي حزب‌الله بوده و رفت‌وآمدهايش بسيار محرمانه انجام مي‌گرفته است. مغنيه تا سال 1982 عضو جنبش فلسطيني فتح بوده و پس از تأسيس حزب‌الله، نقش اصلي در تأسيس شاخه امنيتي حزب‌الله داشت.

وي همچنين در لیست افراد تحت پیگرد آمریکا پس از اسامه بن‌لادن در رده دوم قرار داشت و در اين باره، جايزه‌اي که آمريکا براي دستگيري يا به دست آوردن اطلاعاتي از او تعيين کرد، پنج ميليون دلار بوده که پس از حوادث 11 سپتامبر اين مبلغ به 25 ميليون دلار افزايش يافته بود.
 
اين در حالي است كه حزب‌الله لبنان با صدور بيانيه‌اي، اسرائيل را به دست داشتن در اين متهم ترور کرد.
منابع آگاه به خبرنگار «پرس.تي.وي» اطلاع دادند که نيروهاي حزب‌الله در جنوب لبنان، به حالت آماده‌باش درآمده‌اند.
نقل از تابناک
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 13:12  توسط مهدی صمدی  | 

 

 

بالاخره با تلاش سران و دلسوزان جریان اصولگرا لیست نهایی مورد حمایت جبهه متحد در ارومیه قطعی و شب گذشته در نشست خبری با حضور رسانه های جمعی استان جهت اطلاع عموم اعلام گردید.

در این جلسه که  تقریبا همه گروه شش نفره بعلاوه چند نفر از 5 نفر منتخب آنها حضور داشتند کل اعضاء با اتخاذ موضع واحد علاوه بر اعلام اسامی کاندیداها به سوالات خبرنگاران نیز پاسخ دادند.

دبیر جبهه متحد (حجت الاسلام هاشمی) در ابتدای سخنان خود کاندیداهای مورد حمایت جبهه متحد اصولگرایان در ارومیه را به شرح زیر اعلام کرد:

 

1- خانم راضیه پورحیدر :

 

مدیر موفق حوزه علمیه خواهران و یکی از محبوب ترین و خوش نام ترین چهره های اصولگرا و مورد حمایت جدی زنان و تشکل های جوانان.

 

2-بیت ا... جعفری:

 

دانشجوی دوره دکترای روابط بین الملل با افتخار دو دوره نمایندگی مجلس و سوابق ملی و بین المللی که یکی از مردمی ترین و ساده زیست ترین و در عین حال محبوب ترین سیاسیون و اهل فرهنگ این شهر می باشد.

 

3-دکتر فرامرز فتح نژاد:

 

رییس اسبق دفتر حفاظت منافع ایران در ایالات متحده  که در طول 8 سال ماموریت خود که با جنگ تحمیلی نیز همزمان بوده از وظیفه خطیر حفاظت از منافع ایران بخوبی برآمده از لحاظ علمی نیز از مفاخر ملی بحساب می آید.

 

همچنین در این جلسه اتابک جعفری یکی از اعضای گروه شش بعلاوه 5 اعلام کرد: مطابق نظر سنجی های مرکز افکار سنجی جبهه متحد اصولگرایان استان هر سه کاندیدای مورد حمایت جبهه از مولفه محبوبیت در بین آحاد مردم برخوردارند و چنانچه نظر مردم در افکار سنجی ها نشان می دهد به امید خدا هر سه کاندیدای جبهه موفق خواهند شد.

وی همچنین به روند انتخاب این سه نفر اشاره کرد و افزود: 12 کاندیدای اصولگرا همانند 12 گل خوش بو و خوش عطر بودند و ما وظیفه بسیار سخت انتخاب تنها سه نفر از این عزیزان را بر عهده داشتیم و برای خودمان هم سخت بود که بین 12 نیروی توانمند تنها سه نفر را انتخاب نمائیم لیکن با بررسی های بعمل آمده و علی الخصوص نظر سنجی های صورت گرفته این سه نفر برگزیده شده و از طرف جبهه متحد کشور نیز مورد قبول واقع گردید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 7:37  توسط مهدی صمدی  | 

یکی از مسئولان ارشد دفتر بیت الله جعفری از آمادگی حامیان وی برای ایجاد 8 ستاد  توسط طیف های مختلف مردمی در ایام تبلیغات انتخاباتی خبر داد.

وی با بیان اینکه طیف های مختلف مردم از جمله فرهنگیان دانشجویان و دانشگاهیان و روستائیان و کارگران با ترتیب دادن محافلی در منزل وی نظرات او را شنیده و به آن ابراز علاقه کرده اند افزود: در چند روز گذشته حدود 20 نفر از اساتید دانشگاه های مختلف ارومیه با بیت ا... جعفری دیدار و بر حمایت از وی تاکید کردند.

بنا به اخبار واصله در این جلسه تاکید شده است که عرصه مجلس و نمایندگی  مجلس شورای اسلامی زمانی برای کسب تجربه و آزمون و خطا نیست و باید از افرادی استفاده شود که تجربه لازم از مجلس و اوضاع مملکتی داشته و آشنایی کافی با جریانات سیاسی به دست آورده تا بتواند در احقاق حقوق از دست رفته شهر ارومیه در مجلس تمام توان خود را بکار بندند.

همچنین در این جلسه با توجه به سوابق مفید اجرایی بیت الله جعفری در بالاترین سطوح کشوری و همچنین روابط وی با دانشجویان و دانشگاهیان از یک سو و از سوی دیگر ساده زیستی و مردمی بودن جعفری و عدم توجه به مال اندوزی به عنوان شاخصه های وی عنوان شده است.

در این جلسه همچنین تاکید شد که باعث افتخار است ادیب برگزیده  جشنواره شعر رضوی (ع) کشور تمام توان خود را حتی در اشعارش به کار بسته تا مشکلات مردم شهر و دغدغه های اجتماعی خود را در قالب هنری اعلام کند و این روش یادآور بزرگان عصر مشروطه همچون ملک الشعراء بهار و دیگر شعرای سیاسی آن عصر است که قالب شعر را برای مبارزات خود با رژیم قاجار و پهلوی انتخاب کرده بودند.

همچنین در پایان جلسه بیت ا... جعفری با ذکر خاطراتی از متواری شدن خود از دست مامورین ساواک و گریختن به منطقه کرمانشاه به خاطر سرودن  اشعار مخالف رژیم ستمشاهی که باعث تحریک مردم علیه طاغوت شده بود یاد و خاطره روز های غرور آفرین دهه فجر را گرامی داشت.

لازم به ذکر است به زودی خاطرات چند نفر از دوستان آن دوران که بعد ها نیز در ورطه های مختلف انقلاب نقش آفرین بودند از جمله بیت الله جعفری منتشر خواهد شد.

 

در این جا می توانید مطلب حامد عطایی را در مورد قضیه تبعید شدنش به خوی را که در سایت آینا نیوز نوشته بخوانید

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 20:40  توسط مهدی صمدی  | 

 

عیب بزرگی است که تکنولوژی های جدید بدون آنکه با قانونمندی همراه شوند وارد عرصه های مختلف زندگی مردم ما میشوند.

از توفیقات خداوند برای بنده این بود که پایان نامه کارشناسی ارشدم را در همین زمینه یعنی قانونمند کردن یکی از همین عرصه ها در فضای بین المللی کار کردم. محیط اینترنت فضایی بسیار مفید برای جریان باز اطلاعات است و می توان فواید زیادی از آن دشت کرد لیکن هم اکنون آنچه بیشتر استفاده از محیط مجازی را تشکیل میدهد استفاده های ناصحیح و نا صواب است.

یکی از این سوء استفاده ها پنهان شدن در پشت برخی نام های دروغین و توهین نمودن به زمین و زمان است.

هر کسی با کسی مشکلی پیدا می کند حملات بی انصافانه خود را به آبروی افراد آغاز می کند و بعد به مردانگی خود می بالد!!!

یکی از مشکلات که در مسیر تکنولوژی های جدید وجود دارد توانمندی هایی است که در این تکنولوژی ها وجود دارد و از آن توانمندی ها استنفاده های غیر اخلاقی میشود. در واقع مشکل تکنولوژی های جدید عدم رعایت اخلاقیات در آن است و این نقیصه باید با حاکمیت قواعد اخلاقی از یک سو و همچنین قواعد حقوقی و کیفری از سوی دیگر حمایت شود تا خدای ناکرده کسی از این فرصت سوء استفاده نکند.

در همین چند ساله که تب استفاده از اینترنت در استان ما هم شدت بیشتری گرفته است عده ای با استفاده از این فضا حملات ناجوانمردانه ای را آنهم با پنهان شدن غیر مردانه در فضای مجازی انجام می دهند.

هم اکنون و با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس این حملات به برخی کاندیداها شدت گرفته است. برای مثال دکتر فرامرز فتح نژاد که از مفاخر علمی و اجرایی کشورمان  هستند و سابقه ایشان به اندازه ای غنی است که از قرار وحشت برخی ها را که می توان پیش بینی کرد که از کدام سوست را بر انگیخته و موقعیت آنها را به خطر انداخته است مورد بی مهری قرار گرفته اند.

یا در یک مورد دیگر حتی برخی ها حتی به مسائل خانوادگی افرادی که خود را ثابت کرده اند و سلامت آنها جای بحثی ندارد نیز وارد شده و بی انصافی خود را به صورت ناجوانمردانه ای به نمایش گذاشته اند.

در این برهه انتخابات به نظر میرسد اگر هم قوانین متقنی وجود ندارد باید مراجع ناظر و مسئول از جمله مخابرات و ... بر موضوع نظارت کامل داشته و از ادامه داشتن این وضعیت جلوگیری کنند.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 14:57  توسط مهدی صمدی  | 

بالاخره پس از مدتها تلاش بی وقفه اصولگرایان شب گذشته اولین نشست عمومی فعالین سیاسی اصولگرا که از بخش های مختلف ارومیه گرد هم آمده بودند برگزار شد.

البته فضای در نظر گرفته شده با همه امکانات نتوانست میزبان ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر انتخاباتی های سرشناس ارومیه باشد و همه مسئولین را بر آن داشت تا هر چه سریعتر به فکر فضاهایی با چند برابر ظرفیت جلسه مذکور را ترتیب دهند.

عموم سیاسیون ارومیه ای که تا کنون در هر انتخاباتی موجب پیروزی اصولگرایان شده اند در این جلسه حاضر شده و حساسیت آنها نیز از همین موضوع نسبت به انتخابات حاضر کاملا مشهود بود.. البته حضور چند کاندیدا که به نفع جبهه متحد کنار رفته بودند نیز بر ایجاد جو صمیمی تر کمک شایانی کرده بود.

حجت الاسلام کریمی یکی از این افراد بود. رییس سابق حوزه هنری تبریز و یکی از خوش فکر ترین روحانیون و سیاسیون استان اولین سخنران جلسه بود و  به عنوان اولین سخنران و در ابتدای سخن از تعداد باقیمانده جبهه متحد که هنوز به نفع جبهه کنار نکشیده اند پیشنهاد کرد تا هر چه سریعتر به این کار مبادرت و رزند و با این کار اصولگرایی خود را همراه با عقلانیت لازم در هم آمیزند.

وی با اشاره به چهار اصل تبیین شده برای اصولگرا شناختن افراد از حاضرین خواست تا در انتصاب یا عدم انتصاب افراد به این جریان از ایجاد محدودیت های بیخود اجتناب جدی کنند و دامنه اصولگرایی را به نفع هیچ کس محدود نکنند.

کریمی که از سوی تعداد زیادی از اصولگرایان شاخص به عنوان رییس احتمالی ستاد مشترک جبهه متحد مورد حمایت است با انتقاد از رویه های پیشین و تصمیم گرفتن ۱۰-۱۵ نفر برای جریان اصولگرای ارومیه رویه حاضر را که با حمایت سیاسیون کهنه کار از جمله صادق دین پرست اسلام عطایی و بیت الله جعفری  و با حمایت کامل امام جمعه محبوب ارومیه شکل گرفته را موجب دلگرمی عنوان نمود.

در این جلسه پس از سخنرانی حجت الاسلام کریمی و توضیحات مدیر جلسه (اسلام عطایی) خانم پور حیدر با بیان اینکه هنوز به مفاد میثاق نامه پایبند است اظهار کرد: این میثاق نامه تنها به قبل از انتخابات حاکم نبوده و بر حمایت از نیروهای بومی در طول دوره نمایندگی نیز نظر کامل وجود دارد افزود: هدف ما خدمتگذاری است و مطابق فرمایش حضرت امیر (ع) عقل زمانی به تعالی میرسد که با مشورت همراه گردد.

همچنین بیت ا... جعفری که در دوره هفتم تنها با چند صد رای از راه یابی به مجلس بازماند و پشتوانه حداقل ۳۹ هزار رای را به دنبال دارد در این جلسه با ایراد سخنان بسیار مهمی بر فعالیت هر چه بیشتر اصولگرایان تا رسیدن به اهداف عالیه نظام تاکید کرد.

وی با اشاره به فعالیت های انقلابی حجت الاسلام حسنی امام جمعه ارومیه  بر بقاء در همان راه تاکید و با بیان برخی تهدیدها که علیه انقلاب مطرح شده به همدلی نمایندگان استان و حتی کلیه مناطق آذری زبان تاکید کرد.

وی با اشاره به اینکه ۱۱ ٪ منابع کشاورزی و آبی و اقتصادی کشور در آذربایجان غربی است و در عین حال حدود هفت هزار نفر کارشناس ارشد و کارشناس بیکار در استان وجود دارد بر همراهی و همدلی با دولت مردمی و رییس جمهور محبوب تا رفع همه این مشکلات تاکید نمود.

همچنین نماینده پروفسور فتح نژاد به دلیل حضور ایشان در تهران به نمایندگی از وی تاکید کرد هم اکنون همه مدیران بومی استان در همه جای ایران به عنوان مدیران نمونه شناخته می شوند لیکن تا کنون و قبل از دولت اصولگرا وقع خاصی دادهع نشده است.

وی همچنین گفت: دکتر فتح نژاد با عذرخواهی از حاضرین در جلسات آتی همانند جلسات قبلی به بیان دیدگاه های خود در مورد مسائل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی استان خواهد پرداخت.

شایان ذکر است بنا بر اخبار رسیده کریمی به عنوان رییس ستاد جبهه متحد انتخاب خواهد شد که این امر موجب رضایت مندی همه اصولگرایان و علی الخصوص طیف جوانان این جریان گردیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 10:20  توسط مهدی صمدی  | 

خبر هایی که میرسد نشان از کنار رفتن کاندیداهای اصولگرا از صحنه رقب به نفع لیست واحد اصولگرایان دارد.

پیش قدم این جریان نیز سید علی محمودی مرد پرسابقه ارومیه ای است که پیش از این سوابقی همچون فرمانداری رشت و معاون اداری مالی سازمان حمل و نقل شهرداری تهران و فرمانداری خوی را در کارنامه خود دارد.

بنا بر اعلام نزدیکان محمودی وی برای ایجاد جو وحدت و همدلی بین اصولگرایان انصراف خود را تقدیم فرمانداری ارومیه کرد.

وی هم اکنون عضو هیات مدیره سازمان شستا در وزارت رفاه و تامین اجتماعی است.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 17:28  توسط مهدی صمدی  | 

در بین کشورهای عربی معمولا دو جبهه وجود داشته است. لیدر جریان اول که جریان مترقی است کشور مصر است و امثال اردن و سوریه و لبنان همواره در طول تاریخ معاصر به این کشور نزدیک بوده اند.

جریان دوم که جریان سنتی اعراب است نیز عموما توسط عربستان رهبری میشود. پس از تشکیل اتحادیه عرب که هدف آن برخورد ناسیونالیستی با موضوع اسرائیل بود و رهبری آن را قاهره بر عهده داشت متشکل نمودن اعراب در اختیار این کشور قرار گرفت و با دیدی کاملا ناسیونالیستی و اولویت دادن به بحث عربی سکان رهبری در اختیار این کشور قرار گرفت.

عربستان که موقعیت خود را در خطر میدید پیشنهاد تشکیل  سازمان کنفرانس اسلامی را داد. این حرکت بین المللی بر عکس اتحادیه عرب با دیدی عقیدتی به موضوع فلسطین می پرداخت و جریان عربی نزدیک به عربستان نیز در داخل این مجموعه در اکثریت قرار گرفتند.

البته پس از جریان صلح کمپ دیوید کشورهای عربی عموما مصر را کنار گذاشتند و حتی رهبری اتحادیه عرب نیز به عربستان رسید. در عین حال هم اکنون و با بازگشت مصر در دو دهه اخیر به میان کشورهای عربی همچنان جایگاه قاهره مستحکم گشته است.

این کشور همواره به عنوان یک بازیگر عمده منطقه مطرح بوده و هیچ کس نتوانسته است نقش قاهره را فراموش کند ایالات متحده نیز از همین رو خود وارد عرصه شد و با تامین امنیت کشورهای خلیج فارس نیازمندی این کشورها به قاهره را به حداقل رساند تا ریاض بتواند نقش آفرینی بهتری داشته باشد.

روابط ایران و مصر بر عکس دیگر کشورهای عربی اسلامی پس از طرح اسرائیل و مصر هنوز قطع شده باقی مانده است لیکن از چند سال  پیش و با همت شهردار وقت تهران و با تعویض نام خیابانی که موضوع مخاصمه لفظی بین ایران و مصر شده بود قدم محکومی برداشته شد و در مقابل نیز نام خیابانی در مصر که به نام پهلوی بود تغییر کرد هم اکنون همان شهردار در مقام ریاست جمهوری ایران نشسته است و انگیزه های زیادی بین این دو ملت برای تجدید روابط حسنه وجود دارد. از سوی دیگر با قدرت گرفتن اخوان المسلمین در مصر و علاقه وافر این گروه به روابط با ایران این موضوع به دغدغه جدی دستگاه های دیپلماسی دو کشور بدل شده است. افکار عمومی مصر کاملا به این روابط با دیده احترام می نگرد و در ایران نیز مردم ایران با دیدی بسیار محترمانه همراه با تحسین به تاریخ و تمدن این کشور اسلامی می نگرند. صدور اولین محموله گندم ایران به قاهره از قرار به ایجاد دیپلماسی گندم منجر شده و فشارهای افکار عمومی ملت ها بسیار بیشتر از علاقه دیپلمات ها به تجدید روابط منجر می گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 20:14  توسط مهدی صمدی  | 

تاریخ انقلاب هنوز آنقدر قدیمی نشده است که نتوان بیآد آورد که جریان چپ چقدر به حضرت امام نزدیک بوده اند و عنوان خط امامی ها به چه علت به آنها داده شده است.

امثال موسوی خوینی ها سید محمد خاتمی ها میر حسین موسوی ها محتشمی ها و کروبی ها و بسیاری دیگر از این جریان جزء سابقون انقلاب به شمار می رفته اند.

متاسفانه بعد از خرداد 76 بسیاری از افراد که وارد این جریان شدند و عده ای که ابتدا از هم اینها بودند و با ضعف نفس در دام جریان منحط و آلوده تازه متولد قرار گرفتند تا حدود زیادی جریان چپ نظام را آلوده کردند.

اگر چه بنده همیشه خود را اصولگرا دانسته ام ولی از همان خرداد ماه 76 دوست داشتم خط مشخصی کشیده شود تا تفاوت جریان فاخر و انقلابی که به عنوان نیروهای چپ انقلاب و نزدیکان خاص امام شناخته می شدند با این جریان آلوده تفاوت مشخصی نمایند.

متاسفانه در طول هشت سال ریاست خاتمی چنین عملی محقق نشد و شاید اگر در آخرین سالها و علی الخصوص در آستانه مجلس هفتم و آن شیطنت های مجلس ششمی ها این خط توسط مهدی کروبی و سید محمد خاتمی و موسوی خویینی ها به عنوان سه لیدر جریان چپ کشیده میشد هم اکنون اوضاع به شکل دیگری بود.

البته سخنان کروبی را باید به فال نیک گرفت. امثال کروبی و بسیاری از مهره های جریان چپ از ذخیره های انقلابند و قابل مقایسه با افراد معلوم الحال یا آنها که در این 10 سال معلوم الحال شدند نیستند.

سخنان کروبی در واقع این خط را هر چند با تاخیر ترسیم کرد. و مطمئنا رای مردم به خاتمی در دوره نشان داد که آنها به جریان وفادار به امام رای دادند و همان مردم از همان زمانی که متدولوژی های مورد حمایت آمریکا توسط برخی پیاده شد دیگر توجه به این جریان را کنار گذاشتند.

همین موضوع باعث روی گردانی مردم از انتخابات شورای دوم شد تا در انتخاباتی که عده ای حتی نا محرمان را برای شرکت در آن صلاحیت داده بودند دوباره جریان اصولگرا مورد توجه مردم قرار گرفت.

موضع گیری رهبر معظم انقلاب در سفر اخیر خود به یزد هم آغاز همین خط کشی  بود که بعد از آن چپی های ارزشی موضع خود را در قبال حمایت آمریکا مشخص کردند.

هم اکنون هم مصاحبه اخیر کروبی فرصت ایده آلی است تا مردم انقلابی ایران تفاوت چپ های انقلاب اسلامی را با نیروهای نا اهل و نا محرم نفوذی در بین آنها تشخیص دهند

امیدوارم خط امامی ها قدر این فرصت را بخوبی بدانند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 16:54  توسط مهدی صمدی  | 

 

 

همه تلاش اصولگرایان ایجاد وحدت بین نیروهاست و به نظر میرسد با تلاش هایی که نیروهای معتقد به جریان انجام می دهند رسیدن به این وحدت هر روز قطعی تر می شود.

با اخباری که از جریان جبهه متحد ( که عصاره جریان اصولگرایی است) می رسد نتیجه گیری لیست مورد حمایت اصولگرایان به روزهای فینال رسیده و از قرار هیچ مشکل خاصی برای نتیجه گیری واحد وجود ندارد.

همچنین در صحبت هایی که با سرشناسان و تاثیر گذاران اصولگرا داشتیم به این نتیجه رسیدم که تقریبا همه آنها تلاش دارند تا از جریان واحد حمایت قاطع به عمل آورند و هر کس غیر از این عمل کند مورد نظر جمیع جریان نخواهد بود.

استان آذربایجان غربی و علی الخصوص ارومیه به عنوان یکی از مراکز قدرت اصولگرایان مطرح بوده و هست و بنا بر احتمالات و پیش بینی ها در انتخابات مجلس هشتم نیروهای توانمند اصولگرا تقریبا هیچ مشکل خاصی برای پیروزی نخواهند داشت.

با این حساب باید منتظر ماند و دید از بین چهار نام مشخص چه کسانی به عنوان سه عضو اصلی لیست معرفی خواهند شد.

مسئله بعدی صبت انصراف تعدادی از منصوبین به جریان اصولگراست که همه اکنون خود را آماده تبعیت از خرد جمعی جریان می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 18:50  توسط مهدی صمدی  | 

 

با پایان یافتن نام نویسی کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم به نظر نمیرسد آنقدر که فکرش را میشد کرد بازار انتخابات از لحاظ رو در رویی حساس باشد.

 

جریان نزدیکان  آیت ا... هاشمی:سایت آفتاب وابسته به طرفداران رئیس مجمع با اعلام اینکه همه شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه (نزدیکان هاشمی) در مراکز استانها و شهرهای خودشان ثبت نام کرده اند تا حدود زیادی با زرنگی از مشخص شدن وزن این جریان در این انتخابات فرار کرد تا همه چیز به انتخابات ریاست جمهوری موکول شود.

البته با توجه به اینکه عموم نمایندگان تشکیلاتی کارگزاران همچنان با گروه های مختلف اصلاح طلبان علی الخصوص شورای هماهنگی آنها نشست و برخاست دارند می توان گفت جریانی از نزدیکان هاشمی همچنان به جریان اصلاح طلب نزدیک هستند. البته باید گفت عدم کاندیداتوری کرباسچی مرعشی و حسین موسویان چندان با این تئوری همخوانی ندارد.

از سوی دیگر نزدیکی های ایجاد شده بین آیت ا... هاشمی و جریان دولت این توجیه را نیز در ذهن متبادر می سازد که این خالی کردن میدان در تهران به نوعی حمایت از این جریان نیز می تواند باشد.

 

 

جریان اصلاح طلب: نیز که به نظر میرسید تلاش خواهد کرد چهره های معتدل خود را وارد عرصه کند با ورود چهره های تندرو خود در انتخابات تهران تا حدود زیادی معادلات را به هم ریخت.

جالب اینکه بسیاری از کاندیداهای این جریان که سابقه رد صلاحیت در مجلس هفتم را دارند وارد عرصه شده اند که از جهتی شاید یک خوش بینی سیاسی و یا شاید یک خود کشی آگاهانه را به ذهن متبادر کند.

در هر حال احتمال اینکه چپی ها بیشتر از آنکه خود را به مجلس آماده کنند آماده انتخابات ریاست جمهوری شوند نیز وجود دارد.

نباید از این موضوع نیز غافل بود که ممکن است جریان اصلاح طلب هم همانند نزدیکان هاشمی رفسنجانی قصد دارند به جای رقابت نفس گیر در تهران به سمت رقابت بی سر و صدا در استانها بروند.

البته به این موضوع امکان تغییر حوزه انتخابیه تا 15 روز مانده به 24 اسفند را هم بیافزائید که با این وصف می توان تا آن روز بدور از دغدغه فعالیت کرد و از آسیب های موجود در امان بود و در لحظات آخر با کمترین هزینه وارد حوزه های انتخابیه اصلی شد.

به نظر میرسد با این حساب این گمانه زنی ها در باره جریان اصلاحات و جریان هاشمی قابل تصور باشد:

1- خالی کردن صحنه برای رقیب تا انتخابات ریاست جمهوری آینده: که تقریبا محال یا لااقل به دور از تصور است.

2-رقابت در استانها و شهرستانها به جای رقابت در تهران: که هر چند منطقی به نظر میرسد ولی اینکه کسی 30 کرسی تهران را فراموش کند نیز چندان عاقلانه به نظر نمی رسد

3- جلوگیری از ملتهب شدن فضا تا 15 روز مانده به انتخابات و تغییر حوزه های انتخابیه در دقیقه نود.

4-تلفیقی از مورد دوم و سوم. این تصور بسیار محتمل است. ولی مهم  تر از اینکه این تصور چقدر منطقی است امکان مشترک بودن این دیدگاه بین اصلاحاتیون و حزب اعتدال و توسعه است.

 

اصولگرایان: محبوبیت چشمگیر لاریجانی در قضیه هسته ای و شناخته شدن وی به عنوان یک چهره بین المللی سرشناس کمک فوق العاده ای برای لیست اصولگرایان است.

مهمتر اینکه این جریان در تهران هم اکنون 21 نفر خود را قطعی کرده و روی بقیه لیست نیز مشکلی وجود ندارد و الباقی لیست نیز به فوریت مشخص خواهد شد.

با این حساب و با حضور افرادی همچون باهنر حداد لاریجانی و امثالهم می توان امیدوار بود که اصولگرایان به خاطر اتحاد موجود بین خودشان آماده حضور در انتخاباتی نفس گیر شده اند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:13  توسط مهدی صمدی  | 

مطالب دوستان و بزرگواران را در نقد اولین شماره امانت خواندم و واقعا هم استفاده کردم. علی الخصوص مطلب جناب رسول جعفری و یکی از دوستان که در وبلاگ من خودش را پسندیده و در وبلاگ دیگر دوستان مسلم عباسی و یا بهتر بگویم شاید ح – م معرفی کرده.

اینکه یک نشریه استانی توانسته اینچنین مورد عنایت (مثبت یا منفی) اهالی فکر قرار گیرد جای بسی تشکر و قدردانی است. ولی آنچه بیشتر از همه به نظر میرسد نقد های منصفانه در کنار برخی بی انصافی هاست.

به جرات باید بگویم بنده و تیم امانت از جمله جناب حامد عطایی قصد نداریم کورکورانه از کاندیدایی خاص حمایت کنیم و نه قرابت ایشان با کسی و نه رفاقت بنده با کسی دلیل آن نیست که به نظر جبهه متحد اصولگرایان بی توجه باشیم نظر ما نظر جبهه متحد است و بسیار خوشحال خواهیم شد که جمع اساسی اصولگرایان  در زیر یک بیرق جمع شوند. اگر کمی صبر کنید خواهید دید که برای ما فرقی بین کاندیداهای اصولگرا نداردو بجز افراد خاصی که شاید به کل آنها را اصولگرا ندانیم بقیه آنها همه هم جهت با ما هستند.

البته باز همه دوستانی که ما را و روش ما را میشناسند بخوبی می دانند که برای ما اصولگرایی فرع است و اصل حرکت در خط امام و رهبری است و بسیاری دیگر از دوستان که شاید در دایره اصولگرایان هم تعریف نشوند در این قالب جای دارند.

گذشته از همه این حرف و حدیث ها برخی انتقاد ها که نه از سر لجاجت و نادانی بلکه از سر احساس تکلیف بود را به گوش جان شنیدیم و اگر چه برای برخی آنها دلایلی داریم لیکن بدون ذکر هیچ توضیحی آنها را مد نظر قرار خواهیم داد لیکن به همه کسانی هم که قصد دارند با قلم توهین و افترا و بستن ما به این گروه و آن طرف قصد ماهی گرفتن از آب گل آلود را دارند توصیه میکنیم به راه راست هدایت شوند. و لااقل به راستی بدانند که ما به چه کسی نزدیک و از چه کسی دوریم که به ما نسبت ناروای نزدیکی یا دوری با کسی را ندهند.

لازم می دانم به صورت مشخص از اظهار محبت برادر ارزشی و اصولگرا جناب محمد حضرت پور و همچنین جناب رسول جعفری و حسام شیرازی که هر چند با یک پیام ما را مورد لطف قرار دارند تشکر کنم.

ما نیز بسیاری از آنچه ما را به آن نقد کرده اند در جریان بوده و تلاش خواهیم کرد تا در شماره های آتی تکرار نکنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 11:36  توسط مهدی صمدی  | 

بالاخره شماره جدید امانت با مدیریت جدید منتشر شد.

انصافا کار شماره اول در عین شیرین بودن کار مطبوعاتی به خوبی ما را خسته کرد.

ولی بسیار خوشحال میشوم که نظرات دوستان را بدانم.

ان شاء الله به زودی با سایت مخصوص هفته نامه شروع خواهیم کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 7:34  توسط مهدی صمدی  | 

خیلی خوشحالم که به زودی با یک کار حرف ای در هفته نامه امانت در خدمت اهالی فرهنگ ارومیه و استان خواهیم بود

هفته نامه امانت قدیمی ترین هفته نامه استان است که ۱۶ سال است منتشر میشود.

خوشبختانه جناب اسلامی صاحب امتیاز امانت هماهنگی کردند تا از این به بعد بار مسئولیت نشریه بر عهده ما باشد و ما نیز سعی خواهیم کرد از عهده این مسئولیت براییم.

حتما به کمک دوستان و اهالی منطق و فکر نیاز داریم. علی الخصوص می خواهیم بش زبان ترکی مان را تقویت کنیم و اگر دوستان در این زمینه بتوانند ما را کمک کنند خیلی خوشحال میشویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 16:3  توسط مهدی صمدی  |